سوالي كه در اينجا پيش مي آيد اين است كه چرا ما از هويت (كيمليك ) و دارايي فرهنگي (وارليق) خود بي خبر هستيم . و آنچه را از تاريخ ايران مي دانيم اكثراً درجهت تحقير ملت و فرهنگ ما است ؟ جواب را بايد در هشتاد سال سيستم حاكم شونيسم كه ارمغان رژيم پهلوي است جست . شونيسم يعني اعتقاد به برتري ملت به ملت ديگر. با كنار رفتن قاجاريه يا آخرين حكومت ترك در ايران ، رژيم نژاد پرست پهلوي با نقاب وحدت ملي ولي در اصل براي خدمت به اربابان خارجي خود تمركز گرايي (سانتراليسم) افراطي و يسكان سازي اجباري فرهنگي كشور كثير المله ايران را در دستور كار خود قرارداد . طبق سيستم جديد شونيستي ايران تنها سرزمين ملت فارس است . و ديگر ملت هاي ترك، كرد، عرب ، بلوچ و.... بايد از صحنه فرهنگي ، سياسي ايران محو مي شدند . دليل استعمارگران خارجي به خصوص انگليس براي اين سياست خاطره تلخ اروپاييان از دوست مقتدر عثماني تركيه و ديگري ترس از پيشرو بودن ملت ترك آذربايجان در حركات روشنفكري و ضد استعماري بود چرا كه آذربايجان در آن زمان در نتيجه ارتباط زباني ملت ترك اذربايجاني با آزاديخواهان همزبان خود در آن سوي رود آرازو تركيه دروازه ورود انديشه هاي نو و آزاديخواهي به ايران بود .
اين دوران مقارن بود با عصر نظريه هاي نژاد پرستي به خصوص تئوري ساختگي نژاد برتر آريا در اروپا كه دستاويز استعمارگران شده بود . اين تئوري هاي نژاد پرستانه ساخته و پرداخته ي اروپائيان در ايران منبع الهام و تغذيه براي عده اي روشنفكر جيره خوار دربار پهلوي گشت تا با اين رژيم در نابودي ملت هاي ايراني غير فارس همراه گردند .
آنها براي نابودي ديگر ملت ها يكسان سازي اجباري فرهنگي ملت ها را پيشه كرده و زبان و فرهنگ ملت ها را مورد حمله قرار دادند . حكومت مركزي نابودي فرهنگي ملت ها را به نسل كشي ترجيح داده هر چند كه در مواردي نيز جنايت و خونريزي را نيز بر اين ملت ها روا داشت .
فعاليت هاي شونيستي در اين دوران عموماً در قالب ايده هاي پان ايرانيستي صورت مي گرفت . پان ايرانيست ها معتقد به اتحاد تمامي ملت هاي ايراني تحت يك ، پرچم از طريق يكسان سازي اجباري فرهنگي (= فارس سازي) آنها بودند و هستند از اين رو است كه پان ايرانيست ها (= شونيست ها) به پان فارس نيز معروفند .
مرامنامه ي شونيسم فارس را مي توان در نژاد پرستي آريايي ، ترك ستيزي و عرب ستيزي ، اسلام ستيزي ، باستان گرايي ، تبليغ دين زرتشت خلاصه كرد اگر چه جرقه هاي شونيسم فارس قبل از رژيم پهلوي و تحت تاثير غربيان در ايران زده شده بود ولي ارتقاء آن در حد يك سياست حكومتي از زمان رضا خان شروع شد . از بنيانگذاران باستانگرايي و شونيسم اريايي نيز مي توان از آخوند زاده ، جلال الدين ميرزاي قاجار ، ميرزا ملكم خان و در نسل بعد سيد حسن تقي زاده كاظم زاده (ايرانشهر تبريزي ، محمد افشار ، احمد كسروي ، تقي اراني ، ملك الشعراي بهار ، رضا زاده شفق محمد علي فروغي ، جواد شيخ الاسلام زاده يحيي ذكاو .... نامبرده شونيست هاي براي نابودي ملت هاي ديگر چه ها كه نكردند ؟!
سواد آموزي به زبان هاي غير فارسي ممنوع شد ، حتي سخن گفتن به اين زبان ها نيز در مواردي با محدوديت مواجهه گشت چاپ و نشر كتاب هاي غير فارسي ممنوع شد٬ استفاده از زبان هاي غير فارسي در رسانه هاي جمعي ممنوع شد٬ انواع تحقيرها و توهين ها عليه ملت هاي غير فارس شروع شد .
موسيقي ملت هاي غيرفارس بامحدوديت هاي فراون مواجهه گشت ، تاريخ ملت هاي مختلف تحريف شد و ترك و عرب را نيز اقوام مهاجم غير ايراني و عامل عقب ماندگي ايران معرفي كردند .
با تئوري هاي مختلف سعي در تحقير تاريخ و زبان اين ملتها بر آمدند.
برچسب:
نویسنده: ساناز هاشمی